دربارهی مفهوم «جنگ عادلانه»
جنگ عادلانه جنگی است که آرمانش عدالت باشد و بهنحو انسانی به اجرا درآید. اندیشهی یونانی، که مشروحترین نمودش «تاریخ جنگهای پلوپونزی» اثر توسیدید است، جنگ را بهمثابه یک جنبهی ذاتی از سیاست پذیرفته بود. مسیحیان اولیه صلحجو بودند و احتراز از سیاست را پیشه کرده بودند. امپراتوری روم وقتی به مسیحیت گروید، مجبور شد آموزههای صلحطلبانهی مسیح را با مطالبات قدرت و جنگ آشتی دهد. استدلال شهر خدای آگوستین این بود که پذیرفتن روزمرهی واقعیتهای سیاسی برای مسیحیانی که در جهان هبوطکرده میزیند گریزناپذیر است. آکویناس همین مضمون را پروراند، او با دو دسته معیارْ جنگ عادلانه را از جنگ ناعادلانه تمییز میداد: عدالت در هدف و عدالت در رفتار.
تسلط دو عنصرِ هدفِ عادلانه و رفتار عادلانه بر این مبحث پس از آکویناس هم تداوم داشت. در قرن بیستم، هدف عادلانه به دفاع از خود در برابر تعدی و کمک به قربانیان تعدی محدود شد. دکترین هدف عادلانه بر تمایز قائلشدن میان رزمندگان و غیررزمندگان و تناسب میان سطح بیعدالتی تحمیلشده و عمل تلافیجویانه متمرکز است. آغازکردن یک جنگ تمامعیار عملا راندهشدن به سوی نقض هدف دکترین هدف عادلانه است.
انباشتن سلاحهای هستهای بُعد دیگری به این بحث افزوده است. زیرا گرچه برخی نظریهپردازان جنگ عادلانه جنگ هستهای را بهسبب ناعادلانهبودن نکوهیدهاند (بر این اساس که آن تمایز و تناسب مذکور را نقض میکند؛ و نیز بدینسببکه هیچ دورنمایی از موفقیتآمیزبودن آن وجود ندارد)، اما برخی متفکران مسیحی انباشتن سلاحهای هستهای—و تهدید به استفاده از سلاحهای هستهای—را اخلاقا مجاز شمردهاند. بعضی کاتولیکها، برای نمونه برخی کشیشهای آمریکایی، میان مالکیت صرف سلاحهای هستهای که مقوم انباشتن سلاح هستهای بهجهت حفظ بقاست و نیت استفاده از آن سلاحها تمایز قائل شدهاند. در نظر آنان، اولی مجاز است و دومی غیرمجاز.
منبع:
Brown, Garrett W. & McLean, Iain & McMillan, Alistair, “Just War” In The Concise Oxford Dictionary of Politics and International Relations, Oxford University Press, 2021.
کلمات کلیدی: علوم سیاسی، روابط بین الملل، جنگ، جنگ عادلانه